ضراعتلغتنامه دهخداضراعت . [ ض َ ع َ ] (ع مص ) فروتنی نمودن . || خواری نمودن . (تاج المصادر). خوار و حقیر گردیدن . (منتهی الارب ). بزاری خواستن . زاری کردن . خواری و زاری نمودن .
ضراعتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. تضرع کردن؛ زاری کردن.۲. فروتنی کردن.۳. سست و ناتوان گردیدن.۴. خواری و زاری.
ضلاعتلغتنامه دهخداضلاعت . [ ض َ ع َ ] (ع مص ) توانا و سخت اضلاع شدن . (منتهی الارب ). قوی بازو و قوی پهلو شدن . (منتخب اللغات ). قوت و سختی استخوانهای پهلو و بازو. (منتهی الارب )