حصریلغتنامه دهخداحصری . [ ح ُ ] (اِخ ) بغدادی ابوالحسن علی . بصری بود و ببغداد نشستی و صحبت با شبلی داشتی . معبر عظیم بود و با اصحاب خود سماع کردی . در پیش خلیفه او را غمز کردند
حصریلغتنامه دهخداحصری . [ ح ُ ] (اِخ ) حصیری . شاعری فارسی زبان . در بعضی نسخ خطی لغت نامه ٔ اسدی بیت ذیل از او برای شنگ و مشنگ شاهد آمده است و در نسخه ٔ دیگر خطیری است . و ظاهر
حصریلغتنامه دهخداحصری . [ ح ُ ] (اِخ ) قیروانی علی بن الحصری ، مکنی به ابی الحسن . شاعری است قیروانی و او پسرخاله ٔ حصری ، ابراهیم بن علی بن التمیم قیروانی است . (روضات الجنات )
حصریلغتنامه دهخداحصری . [ ح ُ ] (اِخ ) نصربن ابوالفرج . ملقب به برهان الدین و مکنی به ابی الفتوح و معروف به حصری . محدث است . (یادداشت مؤلف ).
حصریةلغتنامه دهخداحصریة. [ ح َ ری ی َ ] (ص نسبی ) (اصطلاح منطق ) (قضیه ٔ...) قضیه ٔ محصورة. رجوع به محصورة و حصر قضایا شود.
علی حصریلغتنامه دهخداعلی حصری . [ ع َ ی ِ ح ُ] (اِخ ) ابن ابراهیم حصری ، مکنّی به ابوالحسن . از عرفای قرن چهارم هجری . رجوع به ابوالحسین حصری شود.
علی حصریلغتنامه دهخداعلی حصری . [ع َ ی ِ ح ُ ] (اِخ ) ابن عبدالغنی فهری حصری ضریر قیروانی ، مکنّی به ابوالحسن . قاری و ادیب و شاعر بود. وی در حدود سال 415 یا 420 هَ . ق . در قیروان
جمال الدین حصریلغتنامه دهخداجمال الدین حصری . [ ج َ لُدْ دی ن ِ ح َ ] (اِخ ) محمودبن احمد بخاری معروف به علامه از اکابر فقیهان حنفی است که ریاست مذهبی این سلسله بوی منتهی شده است . وی تأل