purledدیکشنری انگلیسی به فارسیخرد شده، حلقه حلقه شدن، مثل فرفره چرخیدن، واژگون شدن، زردوزی کردن، با شرشرجاری شدن
purgedدیکشنری انگلیسی به فارسیخالص شده، پاک کردن، پاکسازی کردن، زدودن، خالی کردن، تهی کردن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تصفیه کردن
پاکسازیشدهpurgedواژههای مصوب فرهنگستاندر فرایندهایی نظیر قالبگیری تزریقی، ویژگی استوانکی است که محتوای آن به بیرون پرانده شده است تا مواد ناخواسته را از استوانک بزداید
پسرت کی از مدرسه به خانه میآید؟گویش اصفهانی تکیه ای: püred key madresa-de ate kiya? طاری: püred kex madrasa-vâ aya kiya? طامه ای: püred key madresa-de (i-)ye keɹe? طرقی: püred kex madresa-de aya kiya? کشه