رفتار شبهتکحوزهایpseudo-single-domain behavior, PSD behaviorواژههای مصوب فرهنگستانرفتاری نزدیک به رفتار تکحوزهای، ناشی از وجود کاستیهایی در شبکة بلوری برخی از دانههای چندحوزهای، که از برهمکنش سادة حوزههای همبَر جلوگیری میکند
حسیلغتنامه دهخداحسی . [ ح ِس ْی ْ ] (ع مص ) کندن و بیرون آوردن آب از میان ریگ . || حسی ضمیر کسی ؛ دانستن ما فی الضمیر او.
حسیلغتنامه دهخداحسی . [ ح َس ْی ْ / ح ِ سا ] (ع اِ) چاه خرد در زمین نرم که به آب نزدیک باشد. || آبی که ریگ فروخورده باشد و چون ریگ یکسو کنند پیدا آید و منقطع نشود. ج ، اَحْساء،
حسیلغتنامه دهخداحسی . [ ح ِس ْ سی ] (ص نسبی ) منسوب به حس . منسوب به یکی از حواس ّ. مقابل عقلی . محسوس . مقابل معقول . تهانوی گوید: هر آنچه منسوب به حس باشدحسّی گویند و آن نزد
حسیکلغتنامه دهخداحسیک . [ ح َ ] (ع ص ) کوتاه بالا. || حسیک الصدر؛ با کینه و عداوت . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
حسیکةلغتنامه دهخداحسیکة. [ ح ُ س َی ْ ک َ ] (اِخ ) موضعی است به مدینة به جانب کوه ذباب و گویند میان ذباب و مسجدالفتح . (معجم البلدان ).
حسی الغمیملغتنامه دهخداحسی الغمیم . [ ح ِ س ْ یُل ْ غ َ ] (اِخ ) نام موضعی است . (معجم البلدان ). رجوع به غمیم الحساء شود.
حسی المریرةلغتنامه دهخداحسی المریرة. [ ح ِ س ْ یُل ْ م ُ رَ رَ ](اِخ ) نام موضعی است در شعر عرب . (معجم البلدان ).