proceededدیکشنری انگلیسی به فارسیاقدام کرد، اقدام کردن، رهسپار شدن، پیش رفتن، حرکت کردن، پرداختن به، ناشی شدن از
مادۀ غذایی فراوریشدهprocessed foodواژههای مصوب فرهنگستانمادۀ غذایی که عملیات فراوری بر روی آن انجام شده است