اقدام پیشگیرانه 2preventive actionواژههای مصوب فرهنگستاناقدامی مستند برای کاستن از احتمال بروز پیامدهای نامطلوب در پروژه
جنگ پیشگیرانهpreventive warواژههای مصوب فرهنگستانتهاجم به دشمن برای کاهش خسارت، در شرایطی که حملۀ دشمن قطعی باشد
دیپلماسی پیشگیرانهpreventive diplomacyواژههای مصوب فرهنگستاناقدام دیپلماتی یک یا چند کنشگر برای جلوگیری از اقدام احتمالی طرف مقابل
پیشگیری ساختمند از بازگشتstructured relapse preventionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی مشاورۀ پیشگیرانه (preventive counselling) برای جلوگیری از بازگشت اعتیاد مبتنی بر رویکرد رفتاری شناختی اختـ . پیسات SRP
بازدارندهدیکشنری فارسی به انگلیسیdeterrent, hindrance, preventive, inhibition, obstructive, prohibitive, rub