presentدیکشنری انگلیسی به فارسیحاضر، زمان حال، هدیه، زمان حاضر، تقدیم، پیشکش، تحفه، اهداء، بخشش، سوقات، ره اورد، سفته، عطا، عطیه، ارائه دادن، معرفی کردن، بخشیدن، اهداء کردن، عرضه داشتن، تقدیم
ارزش فعلیpresent value, PV, discounted cash valueواژههای مصوب فرهنگستانارزش تنزیلشدة فعلی معادل نقدی یک دارایی در آینده متـ . ارزش تنزیلشدة فعلی present discounted value, PDV