پیمایش دقیقprecise traverseواژههای مصوب فرهنگستاناصطلاحی که پیش از مه 1925 در برخی نهادهای نقشهبرداری ایالات متحده برای ردهای از پیمایشها بهکار میرفت که تقریباً برابر است با ردۀ پیمایشهای درجۀ دو از طبقۀ
ترازیابی دقیقprecise levelling, levelling of high precisionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ترازیابی که با دقت و سرشکنی مکرر و واسنجی تجهیزات انجام میشود متـ . ترازیابی درجهیک first-order levelling
خدمات موقعیتیابی دقیقprecise positioning service, PPSواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که در ذیل موقعیتیابی نقطهای دقیق با سامانة موقعیتیابی جهانی (ساموج) دوبسامدی ارائه میشود
دریافت دقیقprecise acquisitionواژههای مصوب فرهنگستاندریافت کد P برای تعیین موقعیت دقیق سامانة موقعیتیابی جهانی (ساموج)
با دقتدیکشنری فارسی به انگلیسیaccurately, careful, chary, gingerly, exactly, finely, minutely, nicely, precisely, religiously, rigorously, safely, warily
دقیقادیکشنری فارسی به انگلیسیclosely, even, fair , precisely, just, right, sharp, smack, strictly, thoroughly
صراحتدیکشنری فارسی به انگلیسیcandidness, directness, explicitness, frankness, openness, outspokenness, perspicuity, preciseness, specificity
موشکافانهدیکشنری فارسی به انگلیسیdelicate, eagle-eyed, meticulously, microscopic, minute, precisely, rigorous, scrupulous, subtle, superfine, thorough, thoroughgoing