precautionsدیکشنری انگلیسی به فارسیاقدامات احتیاطی، احتیاط، اقدام احتیاطی، پیش بینی، حزم، ژرفی، احتیاط کردن
احتیاطهای تماسیcontact precautionsواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از اقدامات و دستورالعملها برای جلوگیری از تماس مستقیم یا غیرمستقیم با فرد آلوده با هدف پیشگیری از انتقال عوامل عفونی
نشست احتیاطیprecautionary landingواژههای مصوب فرهنگستانفرود بر روی آب یا زمین در شرایطی که بنا به تشخیص خلبان ادامۀ پرواز خطرناک باشد
احتیاطدیکشنری فارسی به انگلیسیcare, caution, cautiousness, chariness, circumspection, discretion, foresight, forethought, precaution, prudence, wariness, watchfulness