50 مدخل
عملگرا، فضول، عملی، واقع بین، کاربسته
pragmatizer
عملگرا
پراگماتیست ها، پیرو فلسفه عملی، مصلحت گرای
دانش کاربرد زبان در موقعیتهای مختلف
pragmatics
pragmatism
pragmatic