powderدیکشنری انگلیسی به فارسیپودر، گرد، باروت، پودر صورت، سوده، خاکه، پودر کردن، پودر شدن، پودر زدن به، گرد زدن به، گرد مالیدن بصورت گرد در اوردن
پراش پودریpowder diffractionواژههای مصوب فرهنگستانپراش حاصل از نمونۀ بسبلور یا نمونۀ پودری که نه بهصورت لکههای پراش جداگانه، بلکه به شکل حلقهها یا خطوط ظاهر میشود