پتانسیلpotentialواژههای مصوب فرهنگستانکاری که میدان گرانشی یا میدان ایستابرقی/ الکترواستاتیکی، با علامت مخالف، انجام میدهد تا واحد جرم یا واحد بار الکتریکی مثبت از نقطۀ مرجع تا نقطۀ مورد نظر جابهج
potentialدیکشنری انگلیسی به فارسیپتانسیل، عامل بالقوه، بالقوه، پنهانی، نهانی، ذخیرهای، دارای استعداد نهانی
اختلاف پتانسیل 1potential differenceواژههای مصوب فرهنگستانکاری که در برابر نیروهای الکتریکی باید انجام داد تا بار الکتریکی واحد از نقطهای به نقطۀ دیگر جابهجا شود
انرژی پتانسیلpotential energyواژههای مصوب فرهنگستانتوانایی انجام کار جسم یا سامانه به اعتبار پیکربندی یا موقعیت مکانی آن