ploughدیکشنری انگلیسی به فارسیشخم زدن، ماشین برف پاک کن، شخم، خیش، گاو اهن، شخم کردن، شیار کردن، باسختی جلو رفتن، برف روفتن، خیش زدن، خیش کشیدن
باد شیاراplough wind, plow windواژههای مصوب فرهنگستانباد راستخط همراه با برونشارش ناپیچندی توفان تندری