حارانلغتنامه دهخداحاران . (اِخ ) اسم مکانی یا شهری در شمال شرقی الجزیره واقع در میانه ٔ رود فرات و خابور و آن همان جائی است که تارح وفات یافته و مدفون گشت و پس از آن لابان برادر
حارانلغتنامه دهخداحاران . (اِخ ) خشک اول پسر عیفه متعه ٔ کالیب میباشد. رجوع به قاموس کتاب مقدس ص 307 شود.
حاضرالذهنلغتنامه دهخداحاضرالذهن . [ ض ِ رُذْ ذِ ] (ع ص مرکب ) آنکه چیزها را همیشه بیاد دارد.- حاضرالذهن بودن ؛ در یاد داشتن .