حامالغتنامه دهخداحاما. (اِ) در اوزان دو قسم است : یکی حامای صغیر و دیگری حامای کبیر. صغیر آن عبارت ازدو مثقال و کبیر آن سه مثقال است . (بحر الجواهر).
حامااقطیلغتنامه دهخداحامااقطی . [ ] (اِ) یونانی است و آنرا لیوس [ ظ: ابولوس ] اقطی نیز گویند، و آن سیوقه است و بر دو قسم است : بزرگ به اندازه ٔ درختی و کوچک به اندازه ٔ یک بدست ، و
حاماسوقیلغتنامه دهخداحاماسوقی . (اِ) گیاهی است به اندازه ٔ یک بدست بر زمین پهن شود و شاخه های آن از پنج نگذرد، از ریشه ای به ضخامت یک انگشت برآید، و برگهای آن کوچک و گل آن سفید و بر
حاماسیسلغتنامه دهخداحاماسیس .(اِ) داروئی هندی یا ارمنی است ، و گویند آن شیری شیرین است در فربیون . (تذکره ٔ ضریر انطاکی ج 1 ص 116).
حامالاونلغتنامه دهخداحامالاون . [ وُ ] (اِ) صحیح آن خامالاون بابونج است . رجوع به خامالاون شود. (دزی ج 1 ص 239).
حامامینسلغتنامه دهخداحامامینس . [ ] (اِ) گویند گیاهی مانند گندم است . بیش از یک بدست نباشد و برای درد پشت سودمند بود. ولیکن صحیح آنست که حامامینس مانند حاماسیس مجهول است . (تذکره ٔ