parallelدیکشنری انگلیسی به فارسیموازی، مدار، خط موازی، خط متوازی، موازی کردن، برابر کردن، متوازی، برابر
الگوی جستوجوی موازیparallel search patternواژههای مصوب فرهنگستانالگوی جستوجو و نجاتی که در آن شناور و هواپیما همراه با هم یا جداگانه مسیرهای موازی با عرض و طول مشخص را جستوجو میکنند