خطارلغتنامه دهخداخطار. [ خ َطْ طا ] (ع ص ) نیزه جنبان و جنباننده . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). || نیزه زننده . (منتهی الارب ). || مرد دست بردارنده برای انداختن تیر. (منتهی
خطارلغتنامه دهخداخطار. [ خ ِ ] (ع مص ) مصدر دیگر است برای مخاطره . رجوع به مخاطره در این لغت نامه شود. || (اِ) ج ِ خطر. (منتهی الارب ).
خطاربلغتنامه دهخداخطارب . [ خ ُ رِ ] (ع ص ) مرد مفتری . دروغگوی . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).
خطارهلغتنامه دهخداخطاره . [ خ َ رَ ] (ع مص ) مصدر دیگری است برای خطوره . رجوع به خطورة در این لغت نامه شود.
خطارهلغتنامه دهخداخطاره . [ خ َطْ طارَ ] (ع اِ) حظیره ٔ شتران . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || (ص ) شتر دم زننده ٔ چپ و راست . (از منتهی ا
خطوارگی پلهای - جدایشیparting-step lineationواژههای مصوب فرهنگستاننوعی خطوارگی جدایشی که ویژگی آن وجود تیغههای پلهمانند تقریباً موازی است