خطیاتلغتنامه دهخداخطیات . [ خ َ طی یا ] (ع اِ) ج ِ خطیة. (یادداشت بخط مؤلف ). خطیئة. (یادداشت بخط مؤلف ).
خطرات الوسمیلغتنامه دهخداخطرات الوسمی . [ خ َ طَ تُل ْ وَ می ی ] (ع اِ مرکب ) لمعهای چراگاه . (منتهی الارب ). آن قسمت از چراگاه که بنای خشکیدن گذارند. (ناظم الاطباء).
خطراتلغتنامه دهخداخطرات . [ خ َ طَ ] (ع اِ) آفتها. خطرها. (یادداشت بخط مؤلف ). || ج ِ خَطرَة. رجوع به خطره در این لغت نامه شود.
خفیاتلغتنامه دهخداخفیات . [ خ َ فی یا ] (ع اِ) ج ِ خفیة. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).- عالم بالسرو الخفیات ؛ نامی از نامهای صفات ایزد تعال
خلیاتلغتنامه دهخداخلیات . [ خ َ لی یا ] (ع اِ) ج ِ خلیة. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). رجوع به خلیة شود.