54 مدخل
بیرون رفتن
بی رحم، فرسوده شدن، بیشتر دوام کردن، کهنه شدن، گذراندن
outweaving
خارج از منزل
بیرون آمدن، بیشتر کار کردن از، بانجام رساندن
ناودان
outweigh, outclass, precedence
outweigh
outwork
outwearies