خسبلغتنامه دهخداخسب . [ خ ُ ] (اِخ ) شهری است [ بخراسان ] بر کرانه ٔ بیابان و آب ایشان از کاریز است و خواسته ٔ مردمان بیشترین چهارپای است . (حدود العالم ).
خسبلغتنامه دهخداخسب . [ خ ُ ] (نف ) خوابنده : فرشته صفت مردم هوشیارنه بسیار خسب است و بسیارخوار. سعدی (صاحبیه ).- روز خسب ؛ روز خواب .
خسبکلغتنامه دهخداخسبک . [ خ ُ ب َ ](اِخ ) دهی است از دهستان چهاردانگه بخش هوراند شهرستان اهر، واقع در 23 هزارگزی شمال خاوری هوراند و 43هزارگزی شوسه ٔ اهر کلیبر. کوهستانی ، معتدل