خضفلغتنامه دهخداخضف . [ خ َ ] (ع مص ) مصدر دیگر برای خضاف است . (منتهی الارب ). رجوع به خضاف در این لغت نامه شود.
خضفلغتنامه دهخداخضف . [ خ َ ض َ ] (ع اِ) ریزه ای از خیار و کدو و خربزه و یا کلان از آنها. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).
خضوفلغتنامه دهخداخضوف . [ خ َ ] (ع ص ) بسیار تیزدهنده . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).