بهرهبرداریoperation 1واژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در آن خدمات موردانتظار از محصول نهایی پروژه به کار گرفته میشود
دستور عملیاتیoperation orderواژههای مصوب فرهنگستاندستوری که فرمانده به عوامل تحت فرمان خود میدهد و هدف از آن تأثیرگذاری بر اجرای عملیات است اختـ .دستات 1 OPORD
شفافة عملیاتoperation overlayواژههای مصوب فرهنگستاننقشهای که موقعیت و استعداد نیروهای خودی درگیر در عملیات را نشان میدهد
طرح عملیاتیoperation planواژههای مصوب فرهنگستانطرحی که فرمانده یگان برای ابلاغ تدابیر عملیاتی خود به یگانهای زیردست و مجاور به کار میگیرد تا فرماندهان زیردست بتوانند برمبنای آن، طرحها یا دستورهای عملیاتی