زبانهای شیءگراOO languagesواژههای مصوب فرهنگستانزبانهای برنامهنویسی که دارای ویژگیهای لازم برای پیادهسازی طرحهای شیءگرا هستند
خخلغتنامه دهخداخخ . [ خ ِ ] (صوت ) کلمه ٔ نشانیدن شتران است و عرب آنرا «ایخ » گوید. آوازی که بدان شتر را بزانو زدن و خفتن وادارند، آوازی که با آن شتر را امر به نشستن کنند. (یا
خخ خخلغتنامه دهخداخخ خخ . [ خ َ خ َ ] (اِ فعل ) زحمت کش . سعی کن . || (اِ صوت ) آفرین . مرحبا. بسیار خوب . || (اِ) ضربان و جنبش و حرکت نبض . (از ناظم الاطباء).
خوجِ خِجِرْگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی دوقلو ، برکت کرده ، با برکت ، تخم مرغ دو زرده ، بچه های دو قلو و چند قلو
چخ چخلغتنامه دهخداچخ چخ . [ چ ِ چ ِ ] (صوت ) چخ . آوازی که بدان سگ را رانند. لفظی که راندن سگ را دلالت کند. در مقابل بیاه ! بیاه ! که دال بر خواندن سگ است . رجوع به چخ شود.