خدامرادلغتنامه دهخداخدامراد. [ خ ُ م ُ ] (ص مرکب ) این کلمه وصف مرکبی بوده بمعنی «خدا مراد داده » و مقصود از آن مرادیست که خداوند داده است ، ولی بعدها به این صورت ترکیبی درآمده و د
خدامرادخان زندلغتنامه دهخداخدامرادخان زند. [ خ ُ م ُ ن ِ زَ ] (اِخ ) وی یکی از سرداران کریمخان زند است و بزمان او شجاعتهای بسیار کرد و در استقرار حکومت کریمخان بسی شمشیر زد. چون کریمخان د
بنه خدامرادلغتنامه دهخدابنه خدامراد.[ ب ُ ن َ خ ُ م ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان جایران بخش رامهرمز است که در شهرستان اهواز واقع شده است . دارای 200 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران