خماشلغتنامه دهخداخماش . [ خ َ ] (اِ) هرچه بکارنیامدنی و دورافکندنی است مانند خار و خلاشه و ریزه های دم مقراض و تیشه و اره . (ناظم الاطباء). آنچه از دم قیچی و تیشه در وقت هرس فضو
خماشةلغتنامه دهخداخماشة. [ خ َ ش َ ] (اِ) خماش و هرچیز بکارنیامدنی و دورافکندنی . (از ناظم الاطباء). رجوع به خَماش شود.
خماشةلغتنامه دهخداخماشة. [ خ ُ ش َ ] (ع اِ) آنچه از جراحات که از برای آن ارش معلومی واجب نیاید و یا آن پست تر از دیه است . (منتهی الارب ). ج ، خماشات .