ختارلغتنامه دهخداختار.[ خ َ / خ ُ ] (اِ) پاک کردن باغ و بستان و کشت زار ازعلف هرزه و خار و خلاشه . (از شرفنامه ٔ منیری ) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (فرهنگ جهانگیری ) : باغ دین
ختارلغتنامه دهخداختار. [ خ َت ْ تا ] (ع ص ) فریبنده . مکّار. غدرکننده . غدّار. (از منتهی الارب ) (از ترجمان عادل ) (از اقرب الموارد) (تاج العروس ) (از متن اللغة) (لسان العرب ) :
دوختارلغتنامه دهخدادوختار. (نف ) دوشنده . حالب . دوشنده ٔ شیر. (یادداشت مؤلف ). رجوع به دوختن و دوشیدن شود.
فروختارلغتنامه دهخدافروختار. [ ف ُ ] (نف )(از: فروخ + تار، پساوند کارورزی ). (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). فروشنده . (برهان ). رجوع به فرختار شود.