ختیلغتنامه دهخداختی . (اِخ ) نام قریه ای است به افغانستان در بیست و چهار هزار و پانصدگزی غرب قیصار از توابع حکومت میمنه : این نقطه بر خط 6 درجه و 1 دقیقه و 18 ثانیه ٔ طول شرقی
ختیلغتنامه دهخداختی . [ خ ُت ْ تا ] (اِخ ) شهری است از شهرهای باب الابواب . (از یاقوت در معجم البلدان ) (از منتهی الارب ).
ختیلغتنامه دهخداختی . [ خ ُت ْ تی ] (اِخ ) یحیی بن موسی بن خت بلخی . ختی از عبداﷲبن نمیر کوفی و ابی اسامه کوفی و عبدالرزاق و جز اینها روایت کرد. وی از ثقات است و موسی بن هارون
جختیواژهنامه آزادمعنی جختی یعنی تازه . هم اکنون مثلا کسی که تاره وارداطاقی میشود گویند جختی اومده بالاخره. معنی جختی یعنی تازه . هم اکنو ن مثلا کسی که تاره وارداطاقی میشود گوی