خاشهلغتنامه دهخداخاشه . [ ش َ / ش ِ ] (اِ) خس و خاشاک و ریزهای چوب و سرگین و امثال آن را گویند که بهم آمیخته باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). خاشاک . (شرفنامه ٔ منیری ) (غیاث اللغ
خاشهchaffواژههای مصوب فرهنگستانبراده یا نوارهای فلزی باریکی که در آسمان رها میشود و در رادار دشمن اختلال ایجاد میکند و او را ازنظر هدفیابی فریب میدهد
خاشه روبلغتنامه دهخداخاشه روب . [ ش َ / ش ِ ] (نف مرکب ) کسی که خیابانها و محله ها را پاک می کند. سُپور. مأمور نظافت اماکن عمومی . جاروکش : تو در پای پیلان بدی خاشه روب گواره کشی پ