خبشلغتنامه دهخداخبش . [ خ َ ب َ ] (اِخ ) نام بطنی از اعراب است که از آن بطن اند عبداﷲ خبشی ابن شهر و خالد خبشی ابن نعیم . (از منتهی الارب ).
خبشلغتنامه دهخداخبش . [ خ َ ] (ع مص ) جمع کردن . بگیرآوردن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از این گوشه و آن گوشه جمع کردن . (از متن اللغة) (از معجم الوسیط). جمع کردن و بگیر
خبشیلغتنامه دهخداخبشی . [ خ َ ب َ ] (اِخ ) ابن شهر. نام او عبداﷲاست وی یکی از بزرگان بطن خبش بعربستان بوده است .
خبشیلغتنامه دهخداخبشی . [ خ َ ب َ ] (اِخ ) ابن نعیم . نام وی خالد است وی یکی از مردان بطن خبش بوده است .
خبشیلغتنامه دهخداخبشی . [ خ َ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به خَبَش که نام بطنی از بزرگان بطن خبش عربستان است .
نونگویش بختیارینان. nun-e- ofâq:نان اُفاق (نوعى نان گرد و نازک که با شیر تهیه مىشود). nun-e- tonoka:نان تُنُکه (نوعى نان لواش گرد و نازک). nun-e- tâs xošk:نانِ تاس خشک (نوعى
کولوچَه شیرگویش بختیاریکلوچه شیرى، کلوچهاى که خمیر آن آرد و شیر است و اگر از این خمیره لواش تهیه کنند، اُفاق ofaq گویند.
اسکیتزوفرنی = شیزوفرنی (schizophrenia)واژهنامه آزادa long-term mental disorder of a type involving a breakdown in the relation between بیماری پایداری که فکر، احساس، رفتار و اخلاق را به سمت وسوی برداشت های نادرس