خزاعیلغتنامه دهخداخزاعی . [ خ ُ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن خلف از کاتبان ابوبکر بود در مدینه . (از تاریخ گزیده چ لیدن ص 185).
خزاعیلغتنامه دهخداخزاعی . [ خ ُ ] (اِخ ) محمدبن واثق خزاعی . یکی از کسانی بود که به ابوالفضل جعفربن معتصم بن هرون الرشید مهدی بیعت کرد. (تاریخ گزیده چ لیدن ص 323).
خزاعیلغتنامه دهخداخزاعی . [ خ ُ عی ی ] (ص نسبی ) منسوب به خزاعة که قبیله ای است از اعراب . (انساب سمعانی ).
خزاعیلغتنامه دهخداخزاعی . [ خ ُ ] (اِخ ) احمدبن نصربن هیثم از اشراف بغداد بود و جد او مالک یکی از نقباء بنی عباس بود. احمد از گروهی بود که مخالف با خلق قرآن بودند و نیز به خلیفه
خزاعی مکیلغتنامه دهخداخزاعی مکی . [ خ ُزْ زا ی ِم َک ْ کی ] (اِخ ) یکی از عالمان قرآن است و او راست :کتاب العدد در آیات قرآن . (از فهرست ابن الندیم ).
علقمه ٔ خزاعیلغتنامه دهخداعلقمه ٔ خزاعی . [ ع َ ق َ م َ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) ابن ناجیةبن حرث بن مصطلق . از اعراب بادیه و صحابی است . (از الاصابة ج 4 قسم اول ص 267).
علقمه ٔ خزاعیلغتنامه دهخداعلقمه ٔخزاعی . [ ع َ ق َ م َ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) ابن فغواء (یا ابی الفغواء) بن عبیدبن عمروبن مازن بن عدی بن عمروبن ربیعة. صحابی است . (از الاصابة ج 4 قسم اول ص 266
اصیل خزاعیلغتنامه دهخدااصیل خزاعی . [ اَ ل ِ خ ُ ] (اِخ ) در عصر پیامبر می زیست و از فصیحان بود. جاحظ از وی چند جمله که در پاسخ پیامبر (ص ) بازگفته نقل کرده است . رجوع به البیان والتب
حبیب خزاعیلغتنامه دهخداحبیب خزاعی . [ ح َ ب ِخ ُ ] (اِخ ) شیخ طوسی در کتاب استبصار در باب حکم مسئله ٔ رؤیت ماه رمضان پیش از ظهر روز آخر شعبان روایت یونس بن عبدالرحمان را از او، و او