خزابmuskeg, moss bogواژههای مصوب فرهنگستانخلاشی در جنگلهای سوزنیبرگ سردسیر شمالی با پوشش گیاهی خزهای
خزابللغتنامه دهخداخزابل . [ خ َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ خَزبیل و خَزَنبَل . (منتهی الارب ) (از تاج العروس )(از لسان العرب ). رجوع به «خزبیل » و «خزنبل » شود.