درسرایلغتنامه دهخدادرسرای . [ دَ س َ ] (اِ مرکب ) دربار. درگاه . آستان : چنین تا به آباد جایی رسیدز هامون سوی درسرایی رسید. فردوسی .بزرگان که بودند بر درسرای بیاوردشان مرد پاکیزه
درسریلغتنامه دهخدادرسری . [ دَ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان طبس مسینا از بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع در 12 هزارگزی باختر درمیان و 8 هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ بیرجند به درح . (