دعابهفرهنگ انتشارات معین(دَ عّ بِ یا بَ) [ ع . دعابة ] 1 - (مص ل .) مداعبت ، شوخی کردن ، لاغ گفتن . 2 - (اِمص .) شوخی .
دابهلغتنامه دهخدادابه . [ داب ْ ب َ ] (اِخ ) نام قصبه ای در حدود جنوبی نوبه بساحل نیل ، کاروانیان که به سودان روند از آنجا رفتن آغازند. (قاموس الاعلام ترکی ).
دبابهلغتنامه دهخدادبابه . [ ] (اِخ ) میخائیل از مردم دمشق و نزیل بیروت و از دانشمندان زمان خود بود. او راست «التقویم العالم لخمسة آلاف عام » که در مطبعه ٔ الهلال به سال 1892 م .
درابهلغتنامه دهخدادرابه . [ دَرْ را ب َ / ب ِ ] (اِ) درابه . تخته ای است که آسیابانان در پیش آب گذارند تا آب بطرف دیگر نرود و آن را دردابه و درراده ٔ آسیا نیز گویند. (لغت محلی شو