دخیلهلغتنامه دهخدادخیله . [ دَ ل َ ] (ع اِ) دخیل . دخیلة الرجل ؛ نیت مرد و نهانی او. (منتهی الارب ).
دخیلفرهنگ مترادف و متضاد۱. ذیمدخل، موثر، نقشپرداز ۲. پناهنده، شفیعطلب ۳. پناهبردن، ملتجیشدن ۴. بیگانه