ددرلغتنامه دهخداددر. [ دَ دَ ] (اِ)در تداول عامه ، بیرون خانه و جای خودنمائی و خانه ٔ نامشروع برای زن . جای نامجاز و نامشروع که زن رود.- اهل ددر بودن ؛ بدکاره بودن زن . تک پرا
ددر رفتنلغتنامه دهخداددر رفتن . [ دَ دَ رَ ت َ ] (مص مرکب ) تباهی کردن زن . بیرون رفتن زن از خانه برای تباهی . به عمل ناشایست شدن ِ زن . به تبهکاری شدن زن . به کار بد رفتن زن . بیرو
گوددرجنتلغتنامه دهخداگوددرجنت . [ گودْ، دَ ج َ ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در 84 هزارگزی شمال کرمان ، سر راه مالرو شهداد به راور. سکنه ٔ آ
ددر رفتنفرهنگ انتشارات معین( ~. رَ تَ) (مص ل .) 1 - بیرون رفتن . 2 - (عا.) خروج زنی بدکار به منظوری نامشروع .
ددریلغتنامه دهخداددری . [ دَ دَ] (ص نسبی ) منسوب به ددر. || آنکه بیرون خانه دوست دارد. کودکی که میل دارد به کوچه و خیابان رود. || زن شایق به گردش در کوچه و بازار. زن که به خانه
ددریفرهنگ انتشارات معین(دَدَ) (ص نسب .) 1 - کودکی که میل دارد غالباً به کوچه و خیابان رود. 2 - کنایه از: زنی که گاه گاه از خانه به در رود و با مردان بیگانه درآمیزد. 3 - شخص هرزه و بدع