دهنیتلغتنامه دهخدادهنیت . [ دُ نی ی َ ] (ع اِمص ) چربش و چربی . (ناظم الاطباء). چربی و روغن خواه نباتی خواه حیوانی . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به دهن شود.
دهنیلغتنامه دهخدادهنی . [ دَ هََ ] (ص نسبی ) منسوب به دهن .- سازدهنی ؛ نوعی ساز خرد که با دمیدن هوا از دهن آوا برآرد و بیشتر مخصوص خردسالان است .
دهنیلغتنامه دهخدادهنی . [ دُ نی ی ] (ع ص نسبی ) (اصطلاح پزشکی ) نزد اطبا دارویی باشد که در جوهر آن روغن بکار برده شود، یا طبیعةً در آن جوهر دهنیت احساس گردد مانند لبوب . (از کشا
دهنیةلغتنامه دهخدادهنیة. [ دَ نی ْ ی َ ] (ع مص ) رسیدن امری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || آرمیدن دریا. || داهی شدن . || رفتن به رفق . || میان پای از هم بازنهادن . (تاج المص
دهنیةلغتنامه دهخدادهنیة. [ دُ نی ْ ی َ ] (ع اِ) چربی و روغن خواه نباتی ، خواه حیوانی . (آنندراج ). و رجوع به دهنیت شود.