دهلقلغتنامه دهخدادهلق . [ دِه ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آورزمان شهرستان ملایر. واقع در 42هزارگزی باختر ملایر. سکنه ٔ آن 756 تن . آب آن از قنات و چشمه تأمین می شود. (از ف
دهلقلغتنامه دهخدادهلق . [ دِه ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان . واقع در 6هزارگزی شمال صحنه . سکنه ٔ آن 483 تن . آب آن از قنات تأمین می
دهلقلغتنامه دهخدادهلق . [ دِه ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فراهان پایین بخش فرمهین شهرستان اراک . واقع در 24هزارگزی جنوب فرمهین . دارای 149 تن سکنه می باشد. آب آن از قنات تا
دهلقةلغتنامه دهخدادهلقة. [ دَ ل َ ق َ ] (ع مص ) گرفتن جلد ستور و ستردن موی آن تا صاف و راست گردد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). و رجوع به دهقلة شود.
مژده لقلغتنامه دهخدامژده لق .[ م ُ دَ / دِ ل ُ ] (اِ مرکب ) (مرکب از مژده ٔ فارسی +لُق ترکی که پسوند نسبت است ) آنچه در صله ٔ مژده به کسی دهند. (آنندراج ). مشتلق . و رجوع به مشتلق