دارهلغتنامه دهخداداره . [ رِ ] (اِخ ) موافق نوشته ٔ موسی خورنی مورخ ارمنی اسم نهمین پادشاه اشکانی یعنی همان کسی است که ما بعنوان بلاش اول میشناسیم . رجوع به ایران باستان ج 3 ص 3
گدارهلغتنامه دهخداگداره . [ گ ُ رَ / رِ ] (اِ) بالاخانه ٔ تابستانی . (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ). و آن را پردار، فردار و فرداره نیز گویند. (جهانگیری ). || تخته هایی باشد ک
داره کرهلغتنامه دهخداداره کره . [ رِ ک ُرْ رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد، در 23هزارگزی شمال خاوری نورآباد و 15هزارگزی خاور راه شوسه خرم آباد به کرمان