دارالملکلغتنامه دهخدادارالملک . [ رُل ْ م ُ ] (ع اِ مرکب ) کرسی مملکت و پایتخت . (ناظم الاطباء). دارِملک : تا نهادی حسن را دارالخلافه زیر زلف هست دارالملک فتنه در سر مژگان تو. خاقان
دارالمؤتمرلغتنامه دهخدادارالمؤتمر. [ رُل ْ م ُءْ ت َ م َ ] (اِخ ) بنایی بوده است که نواب حاکم در آن اجتماع میکرده اند در شهر مجریط (مادرید اسپانیا). (الحلل السندسیه ج 1 ص 349).