داربازلغتنامه دهخدادارباز. (نف مرکب ) ریسمان باز که بر چوب بلند سوار شود و بازی کند و بندباز و رسن باز و ساروباز نیز گفته اند. چه سارو رسنی است از لیف خرما. (انجمن آرا).
داربازفرهنگ انتشارات معین(ص فا.) = داربازنده : کسی که روی ریسمان حرکات جالب انجام دهد؛ بندباز، ریسمان باز.
داربازفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که در بلندی روی ریسمان راه برود و بازی کند؛ ساروباز؛ بندباز؛ رسنباز.
دارابزینلغتنامه دهخدادارابزین . [ اَ ] (اِ) پنجره و محجری که در پیش درخانه سازند. || تکیه گاه : گفت مولانا آنجا هیچ دارابزینی یا چیزی باشد که دست در آنجا زنند و بگذرند؟ (منتخب لطایف