دامهلغتنامه دهخدادامه . [ دام ْم َ / دام ْم ِ ] (اِخ ) جزیره ٔ کوچکی در اقیانوس هند واقع در 204هزارگزی شمال شرقی جزیره ٔ تیمور و در 7 درجه عرض جنوبی . (قاموس الاعلام ترکی ).
دوجامهdouble2واژههای مصوب فرهنگستانکسب دو قهرمانی در جامهای معتبر ملی یا قارهای یا جهانی یا بینالمللی در یک فصل
کبودجامهلغتنامه دهخداکبودجامه . [ ک َ م َ / م ِ ] (ص مرکب ) آنکه جامه ٔ کبود پوشد. ازرق پوش . کبود پوش . کبودپیرهن : چرخ کبودجامه بین ریخته اشکها ز رخ تا تو ز جرعه بر زمین جامه ٔ عی
کبودجامه شدنلغتنامه دهخداکبودجامه شدن . [ ک َ م َ / م ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) جامه ٔ به رنگ کبود پوشیدن . || مجازاً، سوکوار شدن . عزادار شدن : گیتی سیاه خانه شداز ظلمت وجودگردون کبودجامه