داتاملغتنامه دهخداداتام . (اِخ ) پسر کامیسار از مردم کاریه حاکم لک و سیری (قسمتی از کاپادوکیه و مجاور کیلیکیه ) بعهد اردشیر دوم هخامنشی . مادر داتام سکائی بود و خود در عداد پادشا
داتامفرهنگ نامها(تلفظ: dātām) آفریننده و مخلوق ؛ (در اعلام) پسر کامیسار از مردم کاریه حاکم لک و سیری [قسمتی از کاپادوکیه و مجاور کلیکلیه] بعد از اردشیر دوم هخامنشی .
داتارلغتنامه دهخداداتار. (اِ) صورت پهلوی داتر ازمصدر «دا» که در اوستا و فرس هخامنشی به معنی آفریدن و بخشودن و ساختن است و در فارسی «دادار» شده است .رجوع به دادار شود. (از فرهنگ ا
داتافرنلغتنامه دهخداداتافرن . [ ف ِ ] (اِخ ) نام یکی از محارم بسوس والی باختر. و بسوس از اقربای داریوش سوم و همان کسی است که بدستیاری چند تن دیگر داریوش را دستگیر کرد و داریوش بدست
داتانلغتنامه دهخداداتان . (اِخ ) (به معنی مخصوص بچشم ) یکی از رؤسای رؤبین که در عصیان قورح شریک بود. (سفر اعداد 16: و 26:9- سفر تثنیه 11:6 مزامیر 106:17) (قاموس کتاب مقدس ).