دادیانهلغتنامه دهخدادادیانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) دادویه . حاکم موصل ، آنکه جرجیس پیغمبر را عذاب کرد و بکشت . رجوع به دادویه شود.
دامیانهلغتنامه دهخدادامیانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) صیاد را گویند. (آنندراج ذیل لغت دام ). دامی . دامیار.
داهیانلغتنامه دهخداداهیان . (اِخ ) شعبه ای ازسکاها و آنان ساکن مجاور گرگان بوده اند. (ایران باستان ج 2 ص 1710). و رجوع به داه و داها و داهه شود.