دالقلغتنامه دهخدادالق . [ ل ِ ] (اِخ ) لقب عماربن زیادالعیسی و این لقب او را بسبب بسیاری غلط داده اند. (منتهی الارب ).
دودالقرمزلغتنامه دهخدادودالقرمز. [ دُل ْ ق ِ م ِ ] (ع اِ مرکب ) دودالصباغین . قرمزدانه و دوپا. (ناظم الاطباء). قرمز. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). همان دودالصباغین است . (از اختیارات بدیعی )
دودالقزلغتنامه دهخدادودالقز. [ دُل ْ ق َزز ] (ع اِ مرکب ) دودالحریر. کرم ابریشم . (ناظم الاطباء). پیله . فیلق . بادامه . کرم کژ. کرم پیله . کرم فیله . کرم ابریشم . دودالحریر. (یادد
عودالقتیةلغتنامه دهخداعودالقتیة. [ دُل ْ ؟ ] (ع اِ مرکب ) درختی است که به صفیرا مشهور باشد. رجوع به صفیرا شود.
خودالقاییautoinductionواژههای مصوب فرهنگستانافزایش فعالیت کبدی در نتیجۀ مصرف برخی از داروها که سبب افزایش زیمایه میشوند