دایارلغتنامه دهخدادایار. (اِخ ) دهی از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان . در 8هزارگزی شمال کوزران و هزارگزی راه فرعی کوزران به ثلاث . سکنه 300 تن علی الهی ، آب آن از سراب قره دانه ت
دایاتلغتنامه دهخدادایات . (معرب ، اِ) ج ِ دایه فارسی : و دفع المولود الی الخواطن والدایات . (دزی ج 1 ص 420). رجوع به دایه شود.- ذات دایات ؛ که او را دایه ها باشد و آن تعبیر از ز
دایرفرهنگ مترادف و متضاد۱. آباد، آبادانی، برپا، معمور ۲. رایج، متداول، معمول ۳. چرخنده، گردنده ≠ بایر
دایرهفرهنگ مترادف و متضاد۱. حلقه، گرد، مدور ۲. انجمن ۳. محدوده ۴. اداره، بنیاد، سازمان ۵. دف ۶. چنبر، چنبره