دازیلغتنامه دهخدادازی . (اِ) به لغت فارسی قسمی از هیوفاریقون است . دانه ای است مانند جو، درازتر و باریکتر از آن طعمش تلخ و رنگ آن تیره است . از جبال فارس خیزد و گرم و خشک است و
دازیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی از نوع هوفاریقون با دانههای شبیه دانۀ جو به رنگ تیره و تلخمزه که در طب قدیم برای معالجۀ بواسیر و اسهال به کار میرفته.
دازی رومیلغتنامه دهخدادازی رومی . [ ی ِ ] (اِ مرکب ) قسمی ازهیوفاریقون است . نار قیصر. (از تحفه حکیم مؤمن ).
گدازیدنلغتنامه دهخداگدازیدن . [گ ُ دَ ] (مص ) گداختن . ذوب شدن . آب شدن : ز هیبت کوه چون گل می گدازیدز برف ارزیز بر دل می گدازید.نظامی .
گدازیدهلغتنامه دهخداگدازیده . [ گ ُ دَ / دِ ] (ن مف ) گداخته شده . ذوب شده . آب شده . حل شده : نگه کن آب و یخ در آبگینه فروزان هر سه همچون شمع روشن گدازیده یکی دوتا فسرده به یک لون