داگونلغتنامه دهخداداگون . [ گُن ] (اِخ ) خداماهی . نام رب النوع ماهیان . مردم اسدد و غزه و اسکالن را فلسطینیان بپرستش او داشتند.
دأنلغتنامه دهخدادأن . [ دَ ءِ ن َ ] (اِ) صورت و تلفظ اوستائی کلمه ٔ دین است . رجوع به دین و نیز رجوع به فرهنگ ایران باستان تألیف آقای پورداود ج 1 ص 3 شود.
داجنلغتنامه دهخداداجن . [ ج ِ ] (ع ص ) دستاموز. بز و غیر آن که بجائی الفت گرفته باشد. گوسفند و مرغ دست آموز. ج ، دَواجِن . (مهذب الاسماء): جمل داجن ؛ شتر آبکش . (منتهی الارب ).
داجونلغتنامه دهخداداجون . (اِخ ) بت مشهور و معروفی بود که فلسطینیان او را در غزه (داود 16: 23) و دراشدود (اول سموئیل 5: 1-3) و در بیت داجون حدود یهودا (یوشع 15:41) و در بیت داجون
داجونلغتنامه دهخداداجون . (اِخ ) نام دهی است به رمله ٔ شام . از آنجا است ابوبکر محمدبن عمربن احمدبن سلیمان الداجونی الرملی القمری ... (معجم البلدان ).
آنسیلینفرهنگ انتشارات معین(اِ.) مایعی است بی رنگ و با بوی نامطبوع که در هوا کدر می شود و در آب کم محلول است و آن یکی از ترکیبات بنزین است و نشانة آن در شیمی 2 NH 5 H 6 C است . اگر مخلوط
آنیلینفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ .) مایعی است بی رنگ و با بوی نامطبوع که در هوا کدر می شود و درآب کم محلول است و آن یکی از ترکیبات بنزین است و نشانة آن در شیمی 2 NH 5 H 6 C است .