اُفت شنوایی نوفهزادnoise-induced hearing loss, NIHLواژههای مصوب فرهنگستاناُفت شنوایی ناشی از نوفهگیری شدید و مستمر
دلهاملغتنامه دهخدادلهام . [ دِ ] (ع اِ) شیر. (منتهی الارب ). اسد. (ذیل اقرب الموارد از قاموس ). || (ص ) مرد رسای دوربین . (منتهی الارب ). شخص رسا در امور. (از اقرب الموارد).
ددهاملغتنامه دهخداددهام . [ دِ ] (اِخ ) نام شهرکی به ماساچوست امریکای شمالی در 18 هزارگزی بوستن . (قاموس الاعلام ترکی ).
درهاملغتنامه دهخدادرهام . [ دِ ] (ع اِ) به معنی درهم است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). به معنی درهم باشد و آن زری است رایج و وزنی است معروف . (برهان ) (جهانگیری ). درم .
دلامسلغتنامه دهخدادلامس . [ دُم ِ ] (ع اِ) بلا. (منتهی الارب ). داهیه . (اقرب الموارد). || سخت تاریکی . (منتهی الارب ). شدید الظلمة. (اقرب الموارد). دُلَمِس . رجوع به دلمس شود.
دلاملغتنامه دهخدادلام . [ دَ ] (ع ص ) سیاه .(منتهی الارب ). اسود. (اقرب الموارد). || (اِ) سیاهی . (منتهی الارب ). سواد. (اقرب الموارد).
دلامزةلغتنامه دهخدادلامزة. [ دُ م ِ زَ ] (ع ص ) پلید و زشت : لصوص دلامزة؛ دزدان پلید زشت . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).