دبانلغتنامه دهخدادبان . [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیرم بخش گاوبندی شهرستان لار. واقع در 77 هزارگزی شمال خاور گاوبندی دارای 86 سکنه . آب آن از چاه و باران و محصول آنجاغلات
دبانلغتنامه دهخدادبان . [ دُ ] (اِخ ) (ژاک ) آرشیتکت و معمار فرانسوی . متولد در پاریس به سال 1796 و متوفی به سال 1870 م .
کدبانوفرهنگ مترادف و متضاد۱. بانو، بیبی، خاتون، خانم، خانهدار ۲. زن، زوجه، همسر ۳. صرفهجو، مقتصد ≠ کدخدا
کدبانولغتنامه دهخداکدبانو. [ ک َ ] (اِ مرکب ) بی بی و خاتون و بزرگ خانه را گویند چه کد بمعنی خانه و بانو بمعنی بی بی و خاتون باشد. (برهان ) (آنندراج ). بانوی بزرگ خانه و سرای . (ا
کودبانلغتنامه دهخداکودبان . [ دْ / دَ ] (اِ) قسمی از جهاز شتر. || چوب جهاز شتر. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ) : رحم آمد مر شتر را، گفت هین برجه و بر کودبان من نشین . مولوی (مثنوی