دیالیزلغتنامه دهخدادیالیز. (فرانسوی ، اِ) در شیمی طریقه ای برای جدا ساختن یک کولوئید ازجسمی که بحالت محلول واقعی است بوسیله ٔ استعمال غشائی (طبیعی یا مصنوعی ) که فقط نسبت به یکی ا
دیالیزفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (شیمی) عمل جدا کردن کلوئیدهای داخل یک محلول از سایر مواد با کمک عشای نیمهتراوا.۲. (پزشکی) جدا کردن مواد سمی و زائد از خون با کمک دستگاهی ویژه، برای بیمارانی
دالیزلغتنامه دهخدادالیز. (اِ) کلمه ٔ فارسی است . (نقل از لیث ). دالیج . دلیجز. دهلیز. دالان . رجوع به دالان شود.
دیالی پتاللغتنامه دهخدادیالی پتال . [ پ ِ ] (فرانسوی ، اِ) نام راسته ٔ جدا گلبرگان است . (از گیاه شناسی ثابتی ص 411).
دیالی سپاللغتنامه دهخدادیالی سپال . [ س ِ ] (فرانسوی ، اِ) پیوسته کاسبرگ . کاسه ٔبعضی از گلها مانند کاسبرگهای شب بو که آزاد است بدین نام خوانده می شوند. (از گیاه شناسی ثابتی ص 409).